X
تبلیغات
ارزیابي عملکرد آموزش و پرورش کاشان
 
 
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
 
 
تقدیم به همه مربیان تربیتی مدارس
نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1392
ساعت : 21:9
نویسنده : ارزيابي عملكرد-- پناه
اعجازمااهمین است،  عشق را به مدرسه می بریم. در انتهای راهرویی کوچک،

کلاسی کوچک، حیاطی کوچک، در انتهای کوچه ای باریک...

اما دل هایی پر از عشق ...

رسم ما همین است!




سالروز امور تربیتی
نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1392
ساعت : 20:25
نویسنده : ارزيابي عملكرد-- پناه
با سلام 

بسم الله الرحمن الرحیم

هشتم اسفند سالروز تاسیس امور تربیتی گرامی باد

مقدمه:

تعلیم و تربیت در دنیای کنونی، خواه ناخواه متأثر از دگرگونی های پرشتابی است که در دانش تجربی نو، سبک زندگی، تغییر نگرش ها و پیشرفت های فناوری بوجود آمده است. در چنین موقعیتی بدیهی است نظام تعلیم و تربیت کشور ما که؛ مترصد حفظ استقلال، هویت دینی و ملی است و بر اندیشه ها و آرمانها و مبانی تربیت اسلامی و ملی تأکید دارد با تهدیدها و چالش هایی مواجه باشد.

تمام سعی نظام آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی بر آن است که تربیت دانش آموزان ماهیتی دینی داشته باشد اما گاهی این تلاش با دشواری ها روبروست که البته این موضوع در استان ها و شهرستان های مختلف متغیر است. این مقاله سعی دارد به بررسی بخشی از موانع، دشواری ها و چالش های پیش روی معاونین و مربیان تربیتی به عنوان «سربازان انقلاب» در دستگاه آموزش و پرورش بپردازد.

پیشینه «امور تربیتی» :

در دوره نخست وزیری شهید رجایی و در دوران تصدی شهید باهنر در وزارت آموزش و پرورش، ستادهای امور تربیتی در مدارس ایجاد شد تا فرهنگ اسلامی را گسترش دهند.

پاسداری از ارزشهای اسلامی و دستاوردهای انقلاب، برنامه ریزی و ایجاد هماهنگی بین عوامل تربیتی، توجه جدی به نقش معلمان و دانش آموزان در فعالیت های تربیتی از جمله اهداف ستادهای امور تربیتی بود.

شهید رجایی مربیان تربیتی را «سربازان انقلاب» در آموزش و پرورش نامید. مهمترین هدف تشکیل «امور تربیتی» را ، حراست از مرزهای اعتقادی و حفظ دستاوردها و تبیین شعارهای انقلاب در مدارس باید دانست.

تحلیل وضعیت «امور تربیتی» :

امور تربیتی در سه دهه گذشته در انجام رسالت و کارکردهای خود، از هیچ کوششی فروگذار نکرده و تلاش گسترده ای در جهت رفع کاستی ها و پرورش مذهبی و انقلابی دانش آموزان به انجام رسانده است.

این نهاد با بیش از ۳۰ سال تلاش از لحاظ مأموریت و ساختار تشکیلاتی همواره مورد نقد و نظر بوده و دائماً این دغدغه وجود داشته که ، راهکارها و راهبردهای مناسب تری برای تحقق رسالت های تربیتی نظام آموزش و پرورش جستجو شود.

در این سال ها رویکردهای مختلفی در راستای تحقق رسالت ها و مأموریت های تربیتی و تشکیلات ساختاری آن ارائه شده است، که می توان از حذف «امور تربیتی» و پس از آن «احیاء معاونت پرورشی» را در این جهت دانست.

در حال حاضر هر چند فعالیت های امور تربیتی استمرار این فعالیت ها‌ست و تقویت نیز شده اما بررسی و شناخت وضع موجود نشانگر این است که در انجام مأموریت ها و برنامه های جاری یک سری موانع و ضعف ها در پیش رو وجود دارد که باید مورد مداقه و راهکارهای برون رفت از آن مورد کنکاش قرار گرفته و راهبردها ارائه شوند.

سه حیطه چالشی در امور تربیتی

در یک بررسی نه چندان عمیق بر موانع و چالش های پیش روی امور تربیتی و فعالیت های مربیان به این نکته پی خواهیم برد که چالشها عمدتاً در سه حوزه : روشها، محتوا و اجتماع بیشتر خودنمایی می کنند.اساساً تربیت دینی طبیعتی تدریجی و پیچیده دارد. از این رو سوء روش و فهم، در ناکامی های مباحث تربیتی نقش مهمی دارند. شیوه های

انتقال و پرورش استعدادهای درونی دانش آموز نباید یکنواخت و کلیشه ای باشد، لذا باید در شیوه ها و روش های تربیتی بازنگری و آن را روزآمد کرد. مربیان کم سواد و ناآگاه به روشهای نوین، موجب دلزدگی و خسارت دانش آموزان می شوند.

آمیخته کردن بیش از حد آموزش و تربیت دینی با غم و اندوه و اجبار یک روش نامناسب در این زمینه تلقی می گردد.

خرد و اندیشه و استدلال در ارائه مباحث دینی نقش ارزنده دارد. در این وادی نباید احساسات و عواطف بر عقل غلبه داشته باشد. در حیطه اجتماع نیز دانش آموزان تحت تأثیر خانواده یا محیط زندگی، رسانه های ارتباط جمعی (سمعی و بصری)، دوستان و همسالان تشکل های غیررسمی و … و نظایر آنها قرار دارند.

بنابراین به همان میزان که برنامه ریزی و توجه به گرایش جوانان به رفتارهای دینی و معنوی لازم و ضروری است ،آسیب شناسی فرآیند فعالیت های تربیتی مدارس نیز ضرورت دارد.

چرا که شناسایی آفت هایی که در طول مسیر عملکرد مربیان ظاهر می شوند و ارائه راهکارها در رفع آنها، بهبود کارکرد نظام تربیتی جامعه را به دنبال خواهد داشت.

۱٫ چالش معرفتی و نظری:

امروز در زمینه تربیت دانش آموزان با پرسش ها و ابهامات فراوان روبرو هستیم.

جالب است بدانیم مبانی نظری اسلام حتی برای مربیان تربیتی ما روشن نشده است.واقعیت این است که ما در سه چهار قرن گذشته متناسب با زمان پیش نرفته ایم. در تولید نظر، تئوری پردازی و توسعه علوم و فنون پیشرفت چندانی نداشته ایم. در حال حاضر در تمام زمینه ها؛ علی الخصوص در حوزه فرهنگ و تعلیم و تربیت نظریات مشخص و نو ارائه و باز تولید نکرده ایم. ما اگر بخواهیم در این حوزه چالش های موجود را از سر راه برداریم به قول احیاگر عصر، سیدجمال الدین اسدآبادی: «عالمانه و مجدانه مبادی علوم و فنون و فرهنگ و تمدن جدید غرب را بشناسیم و کار را از آنجا آغاز کنیم وگرنه بدون فکر و اندیشه و تئوری روشن هر کاری کنیم تیر در تاریکی افکندن است».

بنابراین تدوین فلسفه تعلیم و تربیت دینی که با عصر جدید و روحیات نسل جوان امروزی سنخیت داشته باشد یک ضرورت است.

شهید مطهری حدود نیم قرن پیش به روحانیت می گوید :

«… در هدایت و رهبری نسل قدیم که سطح فکرش پایین تر بود ما احتیاج داشتیم به یک طرز بیان و تبلیغ و یک جور کتاب ها، امّا امروز آن طرز بیان و آن طرز کتاب ها به درد نمی خورد، باید و لازم است رفرم و اصلاح عمیقی در این قسمت ها به عمل آید. باید با منطق روز و زبان روز و افکار روز آشنا شد و از همان راه به هدایت و رهبری مردم پرداخت.» (شهیدمطهری، ده گفتار، ص ۱۴۳).

وجود نارسایی و ابهام در زوایای گوناگون نظام تربیتی ما کاملاً مشهود است. در دنیای امروز باید به پرسش های اساسی ذهن خود و جوانان پاسخ در خور داد، یعنی در واقع باید یک فلسفه تعلیم و تربیت رشد یافته تدوین کرد.

شاید عقب افتادگی ها در عرصه نظام تربیتی و آسیب پذیری فرهنگی از همین نقطه سرچشمه گرفته باشد. چرا که چالش ها و آسیب ها در این زمینه؛ به اشکال مختلف هویداست:

۱٫۱) شبه زاد بودن برخی بحث های اعتقادی به دلیل نبود استحکام دلایل مربوطه.

۱٫۲) نبود شاخص های هنجاری و ابهام در توقعات از تربیت دانش آموزان.

۱٫۳) عدم تناسب محتوای کتاب و برنامه های پرورشی با نیازهای امروزی مثل آزادی،دموکراسی و…

در این باره به نظر می رسد بهترین راهکار این است که صاحب نظران و اندیشمندان حوزه آموزش و پرورش با کمک معلمان و مربیان با

بهره گیری از اعتقادات، قرآن و جهان بینی اسلامی و روایات معصومین (ع) فلسفه تعلیم و تربیت کارآمدی که پاسخگوی نیازهای روز دانش آموزان و مربیان باشد را تدوین نمایند.

۲٫ چالش ساختار و چارچوب در امور تربیتی :

امور تربیتی برای انجام رسالت و مأموریت های خود به ساختار و چارچوب مشخص، مورد توافق و راهبردی پویا نیاز دارد.

گرچه تغییر در ساختار و تشکیلات امور تربیتی پس از احیاء معاونت پرورشی آغاز شد و در واقع برای اثربخشی این ساختار یک مهندسی صورت گرفت اما برای مبنا قرار گرفتن در مدیریت و برنامه ریزی فعالیت های پرورشی کافی و وافی نبوده است. گواه این مدعا، عدم طراحی راهبردی مدون، برای تربیت دانش آموزان است. هنوز به پرسش ها در مورد چارچوب کاری معاونت پرورشی پاسخ داده نشده است، نمونه بارز آن چالش «برنامه درسی» است.

جایگاه تربیت دانش آموز در قالب برنامه درسی چگونه تعریف شده و آیا فعالیت های تربیتی دانش آموز صرفاً به ساعت پرورشی، غیردرسی، فوق برنامه است ؟ علیهذا، ساختار باید تلفیقی از آموزش و پرورش و مشارکت همه عوامل اثرگذار در بحث تربیت باشد.

۳٫ چالش های برنامه ای در امور تربیتی:

امروز مربیان تربیتی نمی دانند که چه رویکردی برای اجرای برنامه های متزلزل و غیرعلمی و فی البداهه تربیتی انتخاب کنند؟ آیا برنامه ریزی های فعلی می تواند به تعمیق اهداف تربیتی کمک کند؟ آیا ساختار تربیتی مدرسه با مأموریت های آموزش و پرورش به ویژه حوزه پرورشی همخوانی و تناسب دارد؟

مدیریت و برنامه ریزی ها چه اندازه بین مأموریت های تربیتی و سایر بخش های آموزش و پرورش پیوند هم افزایی ایجاد نموده است؟

یا این که مدیریت ها و برنامه ریزی ها براساس سلیقه ها و نظرات هر چند غیرکارشناسی رؤسای ادارات آموزش و پرورش بوده است؟ آیا در این زمینه با معاونین و مربیان پرورشی تبادل نظر صورت می گیرد؟…

بنابراین برآیند این استراتژی ها موجب کاهش اثربخشی و کارآیی تربیتی مدارس شده است و هرگز پاسخگوی نیازها و تحولات روزافزون تربیتی و فرهنگی دانش آموزان نخواهد بود.

امور تربیتی یک نهاد فرهنگی تلقی می شود و باید همواره مورد ارزیابی قرار گیرد تا اثربخشی آن ارتقا یابد. آسیب شناسی وضعیت موجود می تواند شکاف های نظری سازمانی و تجربی را سامان داده و با تجزیه و تحلیل مبانی نظری و راهبردی، کارکردهای امور تربیتی را متناسب با مأموریت ها و چشم اندازهای آینده تهیه و ترسیم نماید .

۴٫ چالش مأموریت ها و نیروی انسانی:

تداخل مأموریت ها و برنامه ها، مدیریت و نظارت بر نیروهای انسانی و همینطور برنامه ها در مدارس را با مشکل مواجه ساخته است. معیارها و شاخص های مناسب برای تحلیل و ارزیابی وضعیت تربیتی دانش آموزان برای سنجش کارکرد تربیتی مدارس در دست نیست.

کشف استعدادهای بالقوه دانش آموزان و جهت دهی به این استعداد ها برای حضور در کانون های فرهنگی، مذهبی، ورزشی و … . شناسایی دانش آموزان مشکل دار تربیتی و تلاش جهت حل مشکلات آنان و داشتن مهارت های لازم جهت ایجاد و پرورش مهارت های دانش آموزان برای زندگی بهتر و امثال آن توقعاتی است که آموزش و پرورش از مربیان و معاونین پرورشی دارد. این در حالی است که فقدان مهارت کافی مربی در یکی از این کارکردها موجب کاهش محبوبیت وی می شود که به دنبال خود مشکلات روحی، انگیزشی و کاهش رضایت شغلی برای او ایجاد می کند.حجم و تراکم کار و کمبود زمان و مکان برای انجام هر یک از وظایف انبوه پرورشی به صورت کمی و کیفی موجب شده است که:

الف- فعالیت ها مقطعی انجام شود .

ب- فعالیت ها جنبه صوری و ظاهری به خود بگیرد.

ج- فعالیت ها محدود به کاغذبازی و مستندسازی شود .

د- مربی تمایل به خروج از حوزه پرورشی به سمت حوزه آموزشی داشته باشد و مواردی دیگر…

تنوع غیرمنطقی فعالیت های پرورشی شاید یکی از دلایل عمده افت کیفیت کار مربیان و معاونین پرورشی شده است. یکی دیگر از چالش های مأموریتی مربیان پرورشی؛ عدم «روزآمدی» انان است فقدان تغییر متناسب با مسائل فرهنگی و اجتماعی روز جامعه، به نوعی بحران در حوزه پرورشی دامن زده است. شاید یکی از دلایل غیرسیاسی حذف معاونت پرورشی این قضیه بوده باشد.

یکی دیگر از مهمترین چالش های انجام رسالت «امور تربیتی»؛ در حاشیه قرار داشتن امور پرورشی در بدنه آموزش و پرورش می باشد. و همین عامل موجب شده که هر ساله از تعداد دانش آموزان متقاضی شرکت در فعالیت های پرورشی کاسته شده و فعالیت ها از انگیزش و شور و حال و جاذبه لازم برخوردار نباشند.

بطور کلی به نظر می رسد معاونت پرورشی در سطح کلان و به تبع آن در سطح استان ها وشهرستان ها به نوعی در سلسله مراتب پایین از اهمیت قرار دارد بطوری که بعضاً مشاهده شده که نیروهای غیرپرورشی و ناکارآمد را برای پست معاونت پرورشی ادارات انتخاب می کنند که حتی یک ساعت هم کار پرورشی به معنی اخص آن انجام نداده و از نیروهای ضعیف و روزمره بوده که در واقع اقتدار حوزه پرورشی را خدشه دار نموده اند.

این موضوع به نوبه خود در بسیاری موارد به بی نظمی در برنامه ریزی ها، فعالیت ها و بی رونقی فعالیت های پرورشی و کاهش انگیزه نیروهای کارآمد تربیتی مدارس منجر شده است.متأسفانه بسیاری از مدیران مدارس اطلاع کافی از مبانی و فلسفه امور تربیتی نداشته و بر همین اساس معاونین پرورشی را در امور اداری و آموزشی به کار می گمارند و با این کار، موجب اختلال در کارکرد تربیتی مدارس می شوند.

به دلیل عدم دقت و توجه کافی، بعضاً معاونین و مربیان پرورشی نیز در بحث مسابقات فرهنگی هنری با نوعی ایجاد رقابت منفی و کاذب روبرو هستند چرا که بیشتر بر قهرمان پروری تکیه می شود و مسابقات در مرحله آموزشگاه حذف می شود و نخبه ها از قبل مشخص و معرفی می شوند که این مسأله با نفس اهداف تربیتی مغایرت دارد. موازی کاری و انجام فعالیت های تکراری و ارسال بخش نامه های متعدد از سوی ادارات به ناکارآمدی طرح و برنامه های تربیتی منجر می شود و چون بسیاری از این طرح ها و برنامه ها سلیقه ای و قائم به شخص هستند پس از مدتی با اتلاف هزینه و زمان زیاد، به حال خود رها می شوند .

بنابراین لازم است در انتخاب معاونین پرورشی ادارات، توانمندی علمی، تعهد، خوش فکری و امثال آن موردتوجه قرار گرفته تا انگیزش و کیفیت در انجام مأموریت های محوله در مدارس تقویت و افزایش یابد.

۵٫ چالش خانواده و مدرسه:

آموزش و پرورش در واقع تکمیل کننده «تربیت» دانش آموزان درخانه است درتربیت صحیح دینی نهادهای دیگری از جمله خانواده نقش مهمی دارند.

در حال حاضر به دلیل مشکلات اجتماعی و اقتصادی غالباً توجه خانواده ها به تأمین نیازهای خوراک، پوشاک و مسکن فرزندان معطوف شده است. این شرایط ، نقش خانواده در تربیت را تحت الشعاع قرار داده و در گرایش ها و کنش های دینی دانش آموزان تفاوت هایی ایجاد کرده است. عده ای از صاحبنظران معتقدند نقش خانواده در تربیت ۵۰% و سایر موراد نیز ۵۰% می باشد. اقتضای فطری کودک ایجاب می کند که بیشترین ارتباط را با والدین داشته باشد. از این رو تربیت پذیری کودکان از والدین بسیار عمیق است.

بسیاری از صفات تربیتی که در سنین بالاتر دیده می شود محصول تربیت های ناخواسته والدین بوده است.

دانش آموزانی که تارک الصلو می شوند یا به نماز اهمیتی نمی دهند شاید علتش این است که پدرشان با نماز چنین برخوردی داشته است.

تعارض و تضاد شیوه های تربیتی والدین و مربیان یک چالش ویرانگر برای دانش آموزان است. نوجوانان به اقتضای دوره سنی، به دنبال دستیابی به پایگاه فکری مستحکم برای خویش اند اما در این راه دچار تعارض می شوند و اینجاست که مربی تربیتی باید به کمک آنها بشتابد تا آنان در بازنگری اندیشه هایشان موفق شوند.

برخی خانواده ها به خاطر نوع تفکر و فرهنگ خود ، به تربیت غربی و لیبرال گونه دل خوش کرده اند و عده ای دنبال معاش و بسیاری هم فرزندان را به حال خود و یا به مدرسه واگذارده اند. بنابراین خانواده هایی که هوشمند و متعهد نباشند، معاون و مربی پرورشی رابرای تربیت اخلاقی و معنوی و رشد و شکوفایی دانش آموزان با موانع عمده روبرو خواهندکردو قطعاً با درنظر گرفتن شرایط امروز، این موضوع تهدیدی جدی برای باورها، ارزشها و اعتقادات دینی نوجوانان و جوانان است.

بدین جهت والدین باید به نقش خطیر و اثرگذار خود آگاه شده و با همگامی و همراهی با مدرسه، مربیان پرورشی را در تریبت دینی یار و یاور باشند.

۶٫ چالش تضاد نسلی:

در جهان امروز تضاد و تعارض روحیه علمی و دینی نخستین چالش علوم نوین با دین است.

از دیدگاه اسلام، علمی مفید است که در آن اندیشه و تفکر وجود داشته باشد. در تربیت دینی مربیان پرورشی بنا نیست دانش آموز را به اوج کمال پیامبر برسانند چرا که توان انسان ها مختلف است.

ولی چون پرورش انسان های صالح در زمره اهداف تعلیم و تربیت اسلامی است، ایجاد گسست میان نسل ها تا حد زیادی انرژی مربیان را صرف می کند.

مربی در این راستا باید سؤالات و نیازهای روز را شناسایی و ارائه طریق کند. آنهم راهی که برای نسل امروز مفهوم باشد.

زیرا افراط و تفریط در تربیت کارساز نیست. مربی باید مرزها را به دانش آموز بشناساند تا خود او جنبه های مثبت و منفی را ارزیابی کند. نسل جوان زبان خاص خود را می خواهد.

پس ظرفیت ها و تناسب زمان و مکان در تربیت باید مدنظر مربی باشد. چرا که یکی از چالش های مهم اجتماعی درگیری دو نسل «نوسال» و «جوان سال» با نسل قبل از خود است.





سلامی دوباره ومشگل همیشگی
نوشته شده در یکشنبه پنجم آبان 1392
ساعت : 17:59
نویسنده : ارزيابي عملكرد-- پناه
سلام به دوستان وهمکاران وخوانندگان گرامی

پس از یک غیبت طولانی دوباره یاد شما کردم امیدوارم این غیبت را بر من ببخشید

امروز یک شنبه در دفتر کارم نشسته بودم حوالی ساعت ۲۰/۱۳دقیقه بود همراه من زنگ خورد.

 یک پسر دبستانی بود با صدایی گرفته گفت رسیدگی به شکایات

 ،گفتم بله ،گفت آقا اگر چیزی بگویم رسیدگی می کنید .گفتم قول می دهم

شروع کرد به گریه کردن باور نمی کنید من هم ناراحت شدم،با حالت بغض کرده گفت :

 من را با خط کش آقای معلم تنبیه می کند،

 روی تابلو دفتر شماره شما را دیده ام  به او بگویید با خط کش خود ،

بچه ها را تنبیه نکند

هی روی سرشان نکوبد .به او گفتم عزیزم مطمئن باش

من این موضوع را فردا صبح به طور ویژه دنبال می کنم .

ولی شما قضاوت کنید.

 آیا این روش معلمی است .

بجه ها از ما چه انتظاری دارند.

حتما میگویید ای کاش شروع نکرده بودی به نوشتن

موفق باشید 




دشمن پیشرفت
نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1392
ساعت : 21:35
نویسنده : ارزيابي عملكرد-- پناه
با سلام وآرزوی پیشرفت تمام دوستان در سال جدید:

برخی افراد گله مند هستند که اشخاصی مانع پیشرفت آنان شده اند.داستان زیر را در وبلاگ قرار دادم تا بدانیم دشمن واقعی پیشرفت ما چه کسی است بی جهت ناتوانی واشتباهات خودمان را به گردن دیگران نیندازیم ویا به قول امروزی ها فرا فکنی نکنیم.

عیب کسان منگر و احسان خویش ------------     دیده فرو بر به گریبان خویش

   آیینه آن روز که گرفتی به دست---------------خود شکن آن روز مشو خود پرست

یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن

 نوشته شده بود: «دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را

به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت

 مى‌کنیم.»در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس

 از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده

چه کسی بوده است.

این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته
 
 که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند:
 
«این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!»
 

کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت

نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد. آینه‌اى درون تابوت قرار

 داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید.

نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود: «تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند

مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى

هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید.

شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان

 اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید.زندگى

 شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان

تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند

 که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما

تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید.

مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.

خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکن‌ها و چیزهاى

 از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیت‌هاى زندگى خودتان را بسازید.

دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آن‌ها اعتقاد دارد را به

او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است.»

من عرف نفسه فقد عرفه ربه




کاش می شد لحظه ای پرواز کرد
نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1392
ساعت : 14:16
نویسنده : ارزيابي عملكرد-- پناه

 

کاش میشد لحظه ای پرواز کرد

حرفهای تازه را آغاز کرد

کاش میشد خالی از تشویش بود

برگ سبزی تحفه ی درویش بود

کاش تا دل می گرفت و می شکست

عشق می آمد کنارش می نشست

کاش با هر دل دلی پیوند داشت

هر نگاهی یک سبد لبخند داشت

کاش که این لبخند ها پایان نداشت

سفره ها تشویش آب و نان نداشت

کاش می شد یاررا دزدیدو برد

گل را با غنچه هایش چید و برد

کاش دیواری میان ما نبود

بلکه میشد آن طرف تر را سرود

کاش من هم یک قناری میشدم

در تب آواز جاری میشدم

 بال در بال کبوتر میزدم

آن طرفتر ها کمی سر میزدم

با پرستو ها غزل خوان میشدم

پشت هر آواز پنهان میشدم

کاش هم رنگ تبسم می شدم

در میان خنده ها گم می شدم

آی مردم من غریبستانیم

امتداد لحظه ای بارانیم

شهر من آن سو تر از پرواز هاست

در حریم آبی افسانه هاست

شهر من بوی تغزل می دهد

هر که می آید به او گل میدهد

دشت های سبز  وسعت های ناب

نسترن نسرین شقایق آفتاب

باز این اطراف حالم را گرفت

لحظه ی پرواز بالم را گرفت

می روم آن سو تورا پیدا کنم

در دل آینه جایی وا کنم




بوی بهار
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391
ساعت : 21:58
نویسنده : ارزيابي عملكرد-- پناه

ای بلبل خوشنوا فغان کن

ای بلبل خوشنوا فغان کن **عید است نوای عاشقان کن

چون سبزه ز خاک سر برآورد **ترک دل و برگ بوستان کن

بالشت ز سنبل و سمن ساز **وز برگ بنفشه سایبان کن

چون لاله ز سر کله بینداز **سرخوش شو و دست در میان کن

بردار سفینه‌ی غزل را **وز هر ورقی گلی نشان کن

صد گوهر معنی ار توانی **در گوش حریف نکته‌دان کن

وان دم که رسی به شعر عطار **در مجلس عاشقان روان کن

ما صوفی صفه‌ی صفاییم **بی خود ز خودیم و از خداییم




اینجا مکان تعلیم وتربیت است یا....
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1391
ساعت : 19:18
نویسنده : ارزيابي عملكرد-- پناه

با سلام

برای چندمین بار دیدن دانش آموزی (دبیرستانی )که در کلاس تنبیه شده بود

روح مرا آزرده کرد .

واز این که مجبور بودم سخنان او وپدر ومادرش را بشنوم شرمنده بودم .هیچ حرفی

 برای گفتن نداشتم و آرزو می کردم ای کاش این گونه افراد که ساحت آموزش

 وپرورش را لکه دار می کنند . وخود را معلم می خوانند اصلا در این وادی مقدس

 قدم نمی گذاشتند.با خود عهد کردم که در حد توانم با آنان برخورد کنم.وآنان را

 ازساحت مقدس آموزش وپرورش دور کنم.برای بیان بهتر خاطره ای از یک معلم را

برای شما در وبلاگ قرار دادم .

خاطرات یک معلم کلاس اول:

با مادری صحبت می کنم از فرزندش می گوید ومشکلاتش با تربیت او

واختلاف با همسرش چند راهکار ساده می گویم برای نظم بخشیدن به تکالیف

 پسرش !می گویم پسرت بدون لباس زیروجوراب به مدرسه می آید ناخن هایش

 بلند وکثیف است تکالیفش را نمی نویسد اکثراوقات بدون لوازم التحریر وبرنامه

 هفتگی به کلاس می آید!او میخندد ومی گوید میشه صداش کنید!پسرش به

دفتر مدرسه می آید شرط می بندم اگر زیر دوش بگیرندش مثل یک کیسه ذغال

 چندساعتی سیاهی حمام را پر می کند .بادستان کوچکش لبش را با اضطراب

می خورد کفش های کثیف وبند های آویزانش را بالا وپایین می برد وبه مادرش

نگاه می کند!

مادرش به یکبار شروع می کند به گله کردن :تادیر وقت حریم سلطان نگاه می کند

 از مدرسه که می رسد دایم جلوی کامپیوتر است وسایلش را روی زمین می اندازد

 ومدام با خواهرش دعوا می کند وقتی می گویم تکالیفت را بنویس سر من داد

می زند ...فقط گفتم وتو چه می کنی ؟

گفت:خانم هر کاری می کنید من راضی ام بزنیدش تحویل پلیس 110 بدهیدش

 ویا در سیاهچال بیندازید چشمکی به من می زند تا اورا تایید کنم !

پشیمان شدم واز او خواستم برودودر این فکر بودم او اصلا زبان مرا می فهمید !

من از وضع مقررات وقانون در منزل تعیین ساعت برای انجام تکالیف ودور کردن

 عوامل حواسپرتی ونوشتن قرارداد ویک گوش دادن پویا گفتم واو... با تاخیر به

کلاس می رسم همکارم جلوی در ایستاده وکلاس در سکوتی عجیب!تشکر

 می کنم ووارد کلاس شده در را می بندم ناگهان چشمم به صورت ....می افتد

جای انگشتان همکارم روی صورت معصومش مثل یک تاول سوختگی بود وآرام

وبی صدا گریه می کرد. آن طرف کلاس ...با خنده گفت :خانوم دستاش

 خیلی قویه وصورتش را نشانم داد!من فقط بغض کردم وسکوت!

چرا این مدرسه مدام مرا به یاد خشونت زمان سال های سگی می اندازد .

هر کس قدرتمند تر وقوی تر است دیگران را می درد وله می کند وآن دیگران

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

با تلخیص وتصرف



تقدیر وتشویق به موقع
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1391
ساعت : 22:0
نویسنده : ارزيابي عملكرد-- پناه
سلام

مدتی بود تعدادی از همکاران گله مند بودند که ما فعالیتی را انجام می دهیم ولی تقدیر آن

پس از چندین ماه به دستمان می رسد ویا اصلا از تقدیر خبری نیست . ویا این که افرادی

به دفعات تقدیر می شوند که شاید استحقاق آن را نداشته اند.

این مطلب در نظرات ارائه به وبلاگ نیز مشاهده شد .در جلسه درون گروهی بچه های ارزیابی

عملکرد موضوع مطرح شد ودوستان خوب من پیشنهاد کردند که تقدیر های خودمان را به

روز ومستندکنیم .

برای انجام کار سه روش پیشنهاد شد.(شما نیز اگر پیشنهادی دارید ارائه دهید)

1-تقدیرهای با امضائ مدیریت از قبل بدون نام تهیه شود وهنگام بازدیدها به خصوص

بازدید های که گروه ارزیابی عملکرد انجام می دهد در محل بازدید به افراد شایسته داده شود .

2-مدیران و معاونین آموزشی مدارس افراد شایسته و پر تلاش  با ذکر نوع نوع فعالیت را طبق

فرم اکسل به ارزیابی جهت تقدیر خارج از سهمیه معرفی نمایند

3-مدارس حاشیه وروستا در اولویت اول قرار گیرند . تا تلاش همکاران ما در آن مناطق

از دید ارزیابی و مدیریت دور نماند





ارزشیابی ارزش پیدا کرد
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1391
ساعت : 20:21
نویسنده : ارزيابي عملكرد-- پناه
با سلام

این روزها برخی از همکارانی که تا چندی قبل اصلا پای بند ارزشیابی مدارس نبودند واین کار

را بیهوده وبی ا رزش می دانستند وحتی برخی موارد برای مدیران شاخ وشانه می کشیدند

 که هر کاری دست تو هست انجام بده.

به تلاش افتاده اند تا نمرات ارزشیابی حتی سال های قبل خود را تغییر دهند.

من را یاد این مطلب می اندازد که روز حساب انسان ها به خداوند می گویند ما را به

دنیا برگردان تا ما کار خوب انجام دهیم .ولی خداوند در جواب می فرماید حاشا وکلا ،

چرا انسان این گونه است .سئوالی است که ما از شما خوانندگان عزیز داریم

البته این را نیز متذکر شوم که تحت هیچ شرایطی امکان تغییر ارزشیابی سال های فبل وجود

ندارد .

اینگونه افراد باید تلاش خود را برای امسال وسال های آینده انجام دهند تا دوباره مانند

گذشته نادم وپشیمان نباشند.




بزرگترین هنر مدیران مدارس چیست
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1391
ساعت : 17:29
نویسنده : ارزيابي عملكرد-- پناه
بزرگترین هنریک مدیر مدرسه چیست؟ این که کمک کند تاهر کدام از دانش آموزان یک مدیر بار بیایند.
  • تعریف مدیریت: از استاد پرسیدم :مدیریت مدرسه را تعریف کنید، گفت:یعنی کمک به دانش آموزان تاهمانی شوند که می توانند بشوند.
  • از معلمی پرسیدم :چگونه برخی مشکلات در مدرسه شما حل می شود؟گفت : با پذیرفتن یکدیگر.
  • جایگاه واقعی: زمانی یک مدیرمدرسه احساس تعهد می کند که احساس کند همه چیز کشور بستگی به تلاش او دارد.
  • راه بهتر: پرسیدم :کدام مدیرمدرسه بهتر عمل می کند؟گفت:آن که فکر می کند برای عمل کردن راه بهتری نیز وجود دارد.
  • مسافر نیمه راه: مدیر مدرسه ای می گفت: من همیشه نگران ترک تحصیل کننده ها هستم،چون همانند کسانی هستند که در وسط دریا از کشتی پیاده شده باشند.
  • حس برنده بودن: بزرگترین معضل مدارس ما ترویج فرهنگ نخبه پروری است،برای اینکه یکی برنده باشد ،باید عده ای زیادی بازنده شوند. درحالی که مدرسه جایی است که همه باید احساس کنند برنده هستند.
  • هدف کمی بالاتر: روزی مدیر مدرسه بچه ها را دید که در حیاط مدرسه مشغول انداختن توپ در یک حلقه بودند . چون حلقه پائین بود بچه ها براحتی دستشان می رسید وهر توپی گل می شد مدیر مدرسه به حیاط آمد و حلقه را مقداری بالاتر برد.
  • راه شناخت: هر مدیر مدرسه را از تعداد آروزهایی که برای اداره مدرسه دارد می توان شناخت.
  • نیاز: چیزهایی که رهبر آموزشی به آن ها نیاز دارد :چه کاری باید انجام دهد ،درک صحیح از مسیر حرکت ،اندیشیدن درمورد جهت ومشخص ساختن مسئولیت افراد.
  • ایرادگیری: مدیر مدرسه ای بعداز 30سال مدیریت بازنشسته شد. در هنگام رد و تحویل وسایل به مدیر جدید تعدادی نقشه ی کار به او ارائه داد وگفت :از 30 سال قبل نقشه های جالبی برای اداره ی مدرسه کشیده ه بودم ولی هیچ گاه ،وقت نکردم آن هارا به همکاران نشان دهم یا آنها را اجرا کنم .مدیر دوم نیز21سال خدمت کرده بود ووقتی بازنشسته می شد بزرگترین افتخارش این بود که به نقشه های مدیر قبلی 10 ایراد گرفته بود.
  • بهترین مسیر: به یاد داشته باشیم بهترین مسیر برای هدایت دانش آموزان،مسیری است که آن ها دوست دارند.
  • غرض ورزی: استاد می گفت :به مدیران مدارس توصیه می کنم هرگز به دنبال کسب رضایت وحمایت افرادی که غرض ورزی می کنند ،نباشند.
  • مدرسه موفق: از یکی مسئول آموزش پرسیدم :چرا فلان مدرسه این قدربین معلمان هواخواه دارد؟گفت :چون معلمان احساس می کنند به آن مدرسه تعلق دارند ومدیر مدرسه آدم صادقی است وبه معلمان اعتبار می بخشد.
  • بگذار خودم باشم: وقتی نگاهت به نگاه دانش آموزی افتادبدان،درپشت آن نگاه تقاضایی هست که میگوید بگذارخودم باشم.
  • مدرسه محوری: از مدیر مدرسه ای پرسیدم:چگونه است که شمارابیشتر اوقات بیکار می بینم؟گفت:من مسئولیت اداره مدرسه را به افراد می سپارم.



  • بلوغ در مدارس ابتدایی
    نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391
    ساعت : 18:45
    نویسنده : ارزيابي عملكرد-- پناه
    مشکلات روانی و اخلاقی برای دانش آموزان ابتدایی؛ نتیجه اجرای ۶-۳-۳

     با مطرح شدن طرح 6-3-3 در نظام آموزشی ایران بسیاری از صاحبنظران مسایل آموزشی این نکته را پیش کشیدند که بلوغ کلاس ششمی ها ممکن است آسیب متوجه فضای آموزشی کند.

     در کشور ما معمولا بلوغ به دلایل خاص فرهنگی مرحله ای توام با پنهان کاری است.

     والدین و فرزندان به دلیل رو در بایستی و مسایل فرهنگی دیگر این قضایا را چون یک

    تابو نگریسته و به آن توجه روشمند نمی کنند.

    این بی توجهی که متاسفانه در نظام آموزشی هم مشاهده می شود باعث می شود تا

     نوجوانان مسایل بلوغ خود را در درون گروه همسالان بیاورند ودر آنجا به طور حتم با

     انحرافات بسیاری مواجه می شوند که به دلیل وضعیت خاص ذهنی نوجوانان تا سالها

     سال این انحراف در رفتار آنان ته نشست کرده و باعث مشکلات بعدی در زندگی اجتماعی

     ازدواج و غیره می شود.

    سر کشی هیجانات جنسی، آزار و اذیت کوچک ترها و کسانی که بلوغ آنها دیرتر است،

     دادن اطلاعات غلط درباره رفتارهای جنسی به دیگران از جمله این آسیب هاست.

    دراین باره یک مربی پرورشی از تماس های پی در پی والدین دانش آموزان پایه های اول

    و دوم ابتدایی به مدارس خبر می دهد و می گوید: «نگرانی والدین بیشتر متوجه بلوغ

     دانش آموزان ششم ابتدایی و تحصیل فرزندان آنها در کنار دانش آموزان ششم در یک

     مدرسه است.»

    او توضیح می دهد که «دانش آموزان ششم ابتدایی قطعاً با بحران های دوران بلوغ

     مواجه اند که گاه ممکن است این بحرانها منجر به مشکلات اخلاقی شود که در چنین

     مواردی به صلاح نیست دانش آموزان پایه های پایین تر با آنها هم مدرسه شوند.»

     مربی پرورشی بیان می کند: «مشکلات و نگرانی والدین را بارها و بارها به گوش مدیران

     مدرسه رسانده ایم، اما با توجه به افزایش تراکم دانش آموزان امکان کنترل برای معاون

     و ناظم مدرسه در زنگ های تفریح بسیار کم شده است که این خود می‌تواند منجر به

     افزایش آسیبهای اجتماعی در ساعات زنگ تفریح شود. ما بارها به مدیران وزارتخانه اعلام

     کرده بودیم که دانش آموزان باید با گروه سنی خود هم صحبت شوند، اما اجرای نظام

     6-3-3 مشکلاتی را ایجاد کرده و اکنون دانش آموزان مقاطع پایین تر برای خودنمایی

     بیشتر تلاش می کنند تا با دانش اموزان کلاس پنجم یا ششم هم صحبت شوند و ارتباط

     دوستی برقرار کنند.»

    چهار دوره سه ساله باید اجرا شود

    پیش از اجرای طرح 6-3-3، بسیاری از کارشناسان آموزشی نسبت به حضور دانش آموزان بزرگتر و در آستانه بلوغ که 10 تا 12 سال سن دارند (چهارم تا ششم) در کنار دانش اموزان کم سن و سال تر، هشدار داده بودند. چه اینکه همان دوره 5 ساله هم چندان کم آسیب نبود. آموزش و پرورش البته پاسخ منتقدان را با وعده 4 دوره 3 ساله داد. هرچند زمانی برای آن عنوان نشد.

    حسین احمدی کارشناس مسائل آموزشی در این باره می گوید: «توجه به مقطع ابتدایی و اضافه شدن یک پایه دیگر به آن از ویژگی های اجرای سند تحول بنیادین است. اما مسوولان آموزش و پرورش با توجه به پیش بینی کارشناسان نباید از اجرای چهار دوره سه ساله حتی برای سال تحصیلی جدید غفلت می کردند.»

    او معتقد است: «دوره ابتدایی یکی از تاثیرگذارترین دوره ها برای دانش آموزان تلقی می شود و اثرات روحی - روانی بسیاری روی آنها می گذارد. بنابراین از زمانی که صحبت تحول در نظام آموزشی شد، قرار بود ابتدا محتوا، روشهای آموزشی، نظام برنامه ریزی و کتابها تغییر کند نه ساختار آموزشی.»

    احمدی با اشاره به اجرای نظام 6-3-3 به مهر می گوید: «متاسفانه از همان روزهای نخست تصویب سند، با توجه به افزوده شدن یک پایه به مقطع ابتدایی، همه تصورشان به سمت 6 ساله شدن ابتدایی رفت. اما قرار بود این 6 سال در دو دوره شکل اجرایی به خود بگیرد که متاسفانه این اتفاق در سال تحصیلی جدید نیافتاد و امروز شاهد بروز مشکلات روحی - روانی و اخلاقی متعددی در میان دانش آموزان ابتدایی هستیم.»


    آموزش پرورش و راه چاره کوتاه مدت
    اما آموزش و پرورش چه راهکاری برای حل این معضل دارد؟ ظاهرا به دلیل کمبود فضای آموزشی که با اضافه شدن پایه ششم هم بیشتر به چشم آمده است، اجرای تفکیک فیزیکی پایه های اول تا سوم و چهارم تا پنجم را هم غیرعملی می کند.

     

     



    از دانسته های خود استفاده کنیم
    نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1391
    ساعت : 22:23
    نویسنده : ارزيابي عملكرد-- پناه
    رابطه معلم و دانش آموز چگونه باید باشد؟

    یک آموزگار خوب باید قدرت برقراری یک ارتباط عاطفی مناسب بنا به شخصیت دانش آموز را

    داشته باشد. متاسفانه بسیار دیده شده که برخورد نامناسب یک معلم سبب تحقیر یک دانش

    آموز و درس گریزی او می شود.

    اگر معلم ایده هایش تنها ارتقای درسی یا انضباطی یک دانش آموز باشد و به پایه تربیتی و

    ژنتیکی و ذاتی او که ترکیبی از این موضوعات است، توجهی نکند، هیچ گونه تاثیر پرورشی

    و شخصیتی در دانش آموز نخواهد گذاشت.

    باید بین معلم و دانش آموز یک رابطه عاطفی برقرار شود و صمیمی شدن تا آنجا که مایه

    تحقیر دانش آموز و مقایسه او با دیگران نشود، درست است. گاهی ضعف نظام مدرسه،

    مدیر و معلم اینجاست که چون برخی از معلمان قادر به برقراری رابطه عاطفی صحیح

    به دلیل زیاد بودن تعداد دانش آموزان در کلاس نیستند، رو به تحکم می آورند که

    روشی قدیمی و ساده است.

    تحکم تنها باید برای بزرگسالان آن هم در دقیقه ۹۰ مثلا برای جمع کردن یک گروه شورشی

    استفاده شود. با پول و زور نمی توان در کودکان انگیزه، انضباط و پرورش ایجاد کرد.

    دانش آموزان به ویژه در دوران راهنمایی به خوبی متوجه می شوند معلم به خاطر پول یا با

    توسل به زور می خواهد به او آموزش دهد. راه درست آموزش، شناخت شخصیت و خلق و

    خو و توانایی های یک دانش آموز و برحسب آن برقراری رابطه درست با اوست که البته

    بسیار وقت بر و هزینه بر و نیازمند برنامه است. تنها معلمان خلاق و باهوش می توانند

    نگاه مثبت در دانش آموزان ایجاد کنند. شاید دانش آموز به نقطه ایده آل نرسد اما تا حدی

    می تواند پیشرفت داشته باشد. در ضمن این نوع معلمان باید توجه داشته باشند که به هیچ

    وجه جو کلاس را رقابت جویانه نکنند چون دانش آموزان در رقابت گروهی تحقیر می شوند!

    از سوی دیگر رابطه معلم و والدین باید رابطه نزدیکی باشد. متاسفانه هم اکنون برخی از

    مدرسه ها گارد کلیشه ای دارند که می گویند همه باید خود را با آن تطبیق دهند اما

    درست آن است که مدرسه انعطاف داشته باشد. وظیفه معلم و مدرسه رشد دادن

    یک کودک است، نه شبیه کردن کودک به معلم یا مدیر! هر مشکلی که بین دانش آموز

    و اولیای مدرسه پیش می آید، در ابتدا مدیران و مربیان مقصرند زیرا دانش آموز تحویل

    این افراد داده شده تا ساخته شود نه ساخته شده تحویل گرفته شود. گاهی برخورد

    یک معلم یا مدیر ناپخته اشتباه است و والدین نباید به خاطر اتفاقی که در مدرسه می افتد

    فرزندشان را تحقیر کنند و با ایجاد استرس در او، وی را از درس و مدرسه گریزان کنند.

    والدین نباید فراموش کنند بیشترین تاثیر را بر شخصیت دانش آموزان، خودشان دارند

    نه اولیای مدرسه، ارتباط عاطفی لازمه هر پرورشی است. تحت هیچ عنوانی نباید

    این رابطه صدمه ببیند. رنجاندن کودک زمینه را برای دیگر خطاها آماده می کند و با

    زور نمی توان در دانش آموز نفوذ کرد. نباید فراموش کرد که صداقت باید همیشه

    در رابطه بین معلم و والدین وجود داشته باشد.